ترمیم کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصلاح کردن، درست کردن ۲. تعمیر کردن، مرمت کردن، بازسازی کردن ≠ تخریب کردن ۳. بهبود بخشیدن
ترمیمفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصلاح، ۲. جبران، ۳. بازسازی، تعمیر، مرمت ≠ تخریب ۴. اصلاح کردن، مرمت کردن
ترمیم شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصلاحشدن، درست شدن ۲. مرمت شدن، تعمیر شدن، بازسازی شدن ≠ تخریب شدن ۳. بهبود یافتن
مرمت کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ترمیم کردن، تعمیر کردن ۲. بازسازی کردن، بهسازی کردن ۳. اصلاح کردن، بهبود بخشیدن
مرمتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ترمیم، تعمیر ۲. احیا، اصلاح، بازسازی ۳. اصلاح کردن، تعمیر کردن ۴. آشتی، صلح
تعمیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آبادانی، اصلاح، بازسازی، ترمیم، عمارت، مرمت، نوسازی ≠ تخریب ۲. آباد کردن، مرمت کردن، عمارت کردن، ساختن ۳. درست کردن، بازسازی کردن ≠ تخریب
مرقوم داشتنفرهنگ مترادف و متضادنوشتن، تحریر کردن، به رشته تحریر درآوردن، مکتوب کردن، ترقیم کردن، مرقوم فرمودن
تجریدفرهنگ مترادف و متضاد۱. عزلتگزینی، تنهایی ۲. انتزاع، پیرایش، مجردسازی ۳. مجرد ساختن ۴. تنهایی گزیدن، گوشهگیری کردن ۵. برهنه کردن ≠ تعمیم