ترساندنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارعاب، تخویف، تهدید ۲. به وحشت انداختن، متوحش ساختن، بیمناک کردن، مرعوب ساختن، ترسانیدن، ترسدادن، مرعوب ساختن، هراساندن
ترانهفرهنگ مترادف و متضاد۱. آواز، تصنیف، خنیا، سرود، شعر، قول، گلبانگ، نشید، نغمه ۲. دوبیتی ≠ غزل، قصیده، مثنوی ۳. جمیل، جوان، خوشگل ≠ زشت، بدگل
ترانهسازفرهنگ مترادف و متضادترانهساز، ترانهسرا، تصنیفسرا، تصنیفساز، چکامهسرا، شاعر ≠ غزلسرا، قصیدهگو، مثنویسرا
ترساندنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارعاب، تخویف، تهدید ۲. به وحشت انداختن، متوحش ساختن، بیمناک کردن، مرعوب ساختن، ترسانیدن، ترسدادن، مرعوب ساختن، هراساندن
بزدلفرهنگ مترادف و متضادآهودل، ترسان، ترسنده، ترسو، جبان، جبون، خایف، کمجرات، کمدل ≠ شجاع، نترس، شیردل
خایف، خائففرهنگ مترادف و متضادبیمناک، ترسان، ترسنده، ترسو، جبون، متوحش، وحشتزده، هراسان، هراسناک ≠ ایمن، درامان