ترحمفرهنگ مترادف و متضاد۱. بخشایش ۲. دلسوزی، رحم، رقت ۳. شفقت، عطوفت، مهرورزی ۴. بخشودن، بهرحم آمدن، رحم کردن ≠ قساوت
تحملفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاب، توان، طاقت، یارا ۲. بردباری، پایداری، شکیب، شکیبایی، صبر ≠ ناشکیبی ۳. بردباری کردن، تاب آوردن، برتافتن ۴. سازگاری
تحمل کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. برتافتن، تاب آوردن، طاقت آوردن ۲. بردباری کردن، شکیبا بودن ۳. تن در دادن، کشیدن، متحمل شدن، خم به ابرو نیاوردن ۴. تسامحنشان دادن، تساهل کردن
تحملپذیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. حمول، شکیبا، صابر، صبور ۲. قابل تحمل ≠ تحملناپذیر، تحملفرسا، طاقتفرسا شکیبسوز،
شفقتفرهنگ مترادف و متضادترحم، دلجویی، دلسوزی، رافت، عطوفت، غمخواری، لطف، محبت، مرحمت، مهربانی، نوازش، نرمدلی ≠ قسوت