ترجمانفرهنگ مترادف و متضاد۱. تعبیر، تفسیر، شرح، گزارش، نقل ۲. گزارنده، مترجم ۳. بیوگرافی، زندگینامه، شرححال
تفسیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاویل، تشریح، ترجمان، تعبیر، تلقی، توضیح، شرح، گزارش، نقل، وصف ۲. بیان کردن، شرح دادن، تشریح کردن، گزارشدادن
طبقاتفرهنگ مترادف و متضاد۱. اشکوبهها، طبقهها، مرتبهها ۲. درجهها، پایهها، مراتب ۳. گروهها، جماعات ۴. ترجمان احوال (دانشمندان)
نقلفرهنگ مترادف و متضاد۱. انتقال، جابجایی، حمل ۲. حکایت، داستان، قصه ۳. بازگویی، گزارش ۴. ترجمان، ترجمه، تعبیر، تفسیر ۵. بیان، روایت ۶. بازگو، بازگویی، ذکر