12 مدخل
تراشخورده، زدوده، سترده، صاف، هموار ≠ نتراشیده
تراوش کردن، ترشح کردن، چکیدن
۱. تراب ۲. جرعه، قطره، قلپ ۳. تراوش، تراویده، رشحه، ریزش ۴. چک، چکانه، نشت
تراویدن، نشت کردن، تراوش کردن
تراشیده شدن، کنده شدن، نقر کردن
۱. تراویدن، تراوش، ترشح، چکه، نشر ۲. برملا، بروز، درز کردن، شایع
بری، پاک، تراشیده، زایل، عاری، محذوف، منقا