26 مدخل
۱. مخمرشدگی، تجزیهشیمیایی ۲. خمیر کردن، سرشتن، مایه زدن، مخمر ساختن
ارزیابی، برآورد، تقریب، تقویم، حدس، سنجش، فرض، ورانداز
برآورد کردن، تقویم کردن، حدس زدن
تخمیناً، حدسی، تقریباً، فرضاً، قیاساً ≠ حتماً، یقیناً
تخمیناً، حدساً، نظراً
تخمیرکننده
تخمیناً، تقریباً، تقریبی، حدساً، حدسی، نظری
برآورد، تخمین، تقویم، سنجش، قیمتگزاری، محاسبه