23 مدخل
ارزیابی، برآورد، تقریب، تقویم، حدس، سنجش، فرض، ورانداز
برآورد کردن، تقویم کردن، حدس زدن
تخمیناً، حدسی، تقریباً، فرضاً، قیاساً ≠ حتماً، یقیناً
تخمیناً، حدساً، نظراً
تخمیناً، تقریباً، تقریبی، حدساً، حدسی، نظری
برآورد، تخمین، تقویم، سنجش، قیمتگزاری، محاسبه
ارزیابی کردن، تخمین زدن، تقویم کردن، تقویمنمودن