تالیففرهنگ مترادف و متضاد۱. تدوین، تصنیف، جمعآوری، گردآوری، نگارش ۲. تدوین کردن، جمعآوری کردن، گردآوری کردن ۳. ایجاد الفت کردن ۴. دلجویی، استمالت، نوازش ۵. پیوند، ترکیب ۶. پیونددهی، الف
تالیف کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. کتابنوشتن، ۲. تدوین کردن، گردآوری کردن، فراهمآوردن، جمعآوری کردن ۳. سازوار کردن ۴. الفت دادن، دمساز کردن
تالففرهنگ مترادف و متضاد۱. دلجویی، دمسازی، خوگری، دوستی، الفتگیری، الفتیابی ۲. الفتیافتن، خوگر شدن، خو گرفتن، دمساز شدن، دوست شدن ≠ رمیدن، رمیده شدن
تالیفرهنگ مترادف و متضاد۱. جانشین، جایگزین، ثانی، قائممقام ۲. اثر، حاصل ۳. نتیجه، پیامد، دنباله ۴. تلاوتگر، تلاوتکننده ۵. شبیه، لنگه، مانند، مثل، نظیر، همانند ۶. تابع، پسرو، دنبالهرو،
تدوینفرهنگ مترادف و متضاد۱. تالیف، تهیه، گردآوری، مدونسازی ۲. تالیف کردن، جمع کردن، گردآوری کردن، مدون ساختن