7 مدخل
به طمعانداختن، آزمند ساختن، بیوسانیدن، تحریص کردن، به آز افکندن
غیرمترقبه، غیرمنتظره، نابیوسیده ≠ بیوسیده
۱. امید، انتظار، بیوس، تقاضا، چشمداشت، خواست ۲. مدعا
۱. امید داشتن، امیدوار بودن ۲. توقع داشتن، چشم داشتن، بیوسیدن
غیرمنتظره، غیرمنتظر، ناگهانی، نامترقب ≠ بیوسیده