9 مدخل
بیمارستان، دارالشفاء، درمانگاه
حامل، خطحامل
۱. مثمر، ثمردار، باردار، میوهدار ۲. مصلوب
بهداری، دارالشفاء، درمانگاه، شفاخانه، مریضخانه
بهداری، بیمارستان، درمانگاه، مریضخانه
۱. بهدار آویختن، دار زدن ۲. مصلوب کردن
بهصلیبآویختهشده، دارزدهشده، بهدارآویخته
اعدام کردن، به دار آویختن