بقافرهنگ مترادف و متضاد۱. ابدیت، ادامه، استمرار، پایندگی، جاودانگی، خلود، دوام ۲. زندگانی، زیست، ۳. زندگی کردن، زیستن ۴. پایدار ماندن، جاوید ماندن، مخلد شدن
بینهایتفرهنگ مترادف و متضادبسیار، بغایت، بیاندازه، بیحد، بیشمار، سرسامآور، فراوان، مفرط، نامتناهی، نامحدود ≠ محدود، معدود
بسیارفرهنگ مترادف و متضادانبوه، بس، بسی، بغایت، بیاندازه، بیحد، بیش، بیشمار، بیمر، بینهایت، جزیل، خیلی، زیاد، سخت، شدید، عدیده، فاحش، فراوان، کثیر، کلان، مشبع، متعدد، معتنابه، سرشار، مف
باریکهفرهنگ مترادف و متضاد۱. باریک، لاغراندام، ظریف ۲. تکه باریک(کاغذ، پارچه و ) ۳. سطح دراز و کمعرض (زمین و ) ۴. باب، بغاز، تنگه ۵. اشعه، پرتو