بسیطفرهنگ مترادف و متضاد۱. بسیطه، ساده، عنصر مفرد ≠ مرکب ۲. بیغش، خالص، ناب ۳. فراخ، گسترده، گشاد، گشاده، وسیع ۴. طبیعی، غریزی، فطری، ۵. پهنه، صحنه، عرصه، فراخنا، گستره ۶. احمق، کانا ۷
بساطفرهنگ مترادف و متضاد۱. فرش، گستردنی ۲. اثاث، اثاثیه، اسباب، دستگاه، لوازم، متاع ۳. ادیم، خوان، سفره ۴. عرصه، میدان ۵. مجلس، محفل، محضر ۶. پهنه، عرصه، گستره
بساطتفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیتکلفی، سادگی ≠ پیچیدگی، غموض ۲. خوشرویی، گشادهرویی ۳. شیرینزبانی، لطفوگفت، لطیفهگویی، ملاطفت ۴. فراخی، گشادی
بسطفرهنگ مترادف و متضاد۱. اتساع، توسعه، فراخی، گسترش، وسعت ۲. اطاله، تفصیل، توضیح، شرح ۳. انبساط ۴. باز کردن، گشادن، گشودن ۵. گستردن، گسترانیدن ≠ قبص ۶. انتشار، پراکنش، پراکندن
بسطتفرهنگ مترادف و متضاد۱. توسعه دادن، گستردن بسط دادن، ۲. به تفصیل گفتن، مشروح ساختن ۳. سعت، گشادگی، فسحت ۴. وسعت، گسترش ۵. وفور، فراوانی، کثرت
فراخفرهنگ مترادف و متضادبسیط، پهن، جادار، رحب، عریض، فسیح، فضادار، گشاد، گشاده، متسع، واسع، وسیع ≠ تنگ
مفردفرهنگ مترادف و متضاد۱. بسیط، ساده ۲. تنها، فرد، طاق، واحد، یکتا، یکه ≠ مرکب، جمع ۳. جدا، جداگانه، مستقل ۴. یگانه، ممتاز، یکهتاز ۵. تکبیت، فرد ≠ رباعی ۶. حروفگسسته ۷. منفرد
گشادفرهنگ مترادف و متضاد۱. بزرگ، بسیط، پهن، جادار، فراخ، فسیح، گشاده، متسع، واسع، وسیع ۲. فرج، گشایش ۳. ظفر، فتح ۴. خوشی، سرور ≠ تنگ، ضیق