بسطفرهنگ مترادف و متضاد۱. اتساع، توسعه، فراخی، گسترش، وسعت ۲. اطاله، تفصیل، توضیح، شرح ۳. انبساط ۴. باز کردن، گشادن، گشودن ۵. گستردن، گسترانیدن ≠ قبص ۶. انتشار، پراکنش، پراکندن
بستفرهنگ مترادف و متضاد۱. باغ، گلزار، میوهزار ۲. پشته، زمین ناهموار، گریوه ۳. محور سنگ آسیا ۴. گندم برشته، گندم بریان
بستفرهنگ مترادف و متضاد۱. بند، قید، چفت، سد ۲. مسدود ۳. عقده، گره، گیره، گیر ۴. تحصن ۵. تحصنگاه، بستگاه ۶. ششنخود تریاک
بسطتفرهنگ مترادف و متضاد۱. توسعه دادن، گستردن بسط دادن، ۲. به تفصیل گفتن، مشروح ساختن ۳. سعت، گشادگی، فسحت ۴. وسعت، گسترش ۵. وفور، فراوانی، کثرت
باطلفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیمعنی، ناحق ۲. نادرست، غلط ۳. ناراست، ناصواب ≠ حق، راست، صواب ۴. ابطال، فسخ، لغو، ملغا ۵. بیکاره، عاطل ۶. بیفایده، بیهوده، مهمل ۷. ضایع ۸. عبث ۹. دروغ، غیرو
بسطتفرهنگ مترادف و متضاد۱. توسعه دادن، گستردن بسط دادن، ۲. به تفصیل گفتن، مشروح ساختن ۳. سعت، گشادگی، فسحت ۴. وسعت، گسترش ۵. وفور، فراوانی، کثرت