29 مدخل
انفصال، خلع، عزل ≠ انتصاب، برگماری
۱. خلع، مخلوع، مرخص، معزول، منفصل ≠ منصوب ۲. دور، بری، مبرا
معزولشدن، عزل شدن، خلع شدن، منفصل شدن ≠ منصوب شدن
معزول کردن، عزل کردن، خلع کردن، منفصل کردن ≠ منصوب کردن، برگماشتن
برکناریخواهی، بیکاری، کنارهگیری
برنجار، شالیزار، برنجستان
برکنار شدن، معزول شدن، منفصل از خدمت شدن، مخلوعشدن ≠ منصوب شدن
برکنار، خلع، معزول ≠ منصوب
برکنار، خلع، عزل، مخلوع ≠ منصوب، شاغل