برمنشی کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. خودستایی کردن، خودپسندی کردن ۲. مغرورشدن، تکبر ورزیدن، افاده کردن، تفرعن فروختن
حاصلفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازده، برآیند، ثمر، ثمره، راندمان، عملکرد، ماحصل، محصول، مولود، نتیجه ۲. بار، برداشت، ثمر، میوه ۳. بهره، سود، درآمد، فایده، نفع ≠ ضرر، زیان ۴. خلاصه، مختصر ۵
بنابراینفرهنگ مترادف و متضاد۱. ازاینرو، بدینسبب، بدینلحاظ، به این دلیل، برایناساس، بهاینمناسبت ۲. پس، علیهذا، لذا ۳. بدانسبب، بدانجهت
طالعفرهنگ مترادف و متضاد۱. اختر، اقبال، بخت، دولت، شانس، فال، هور ≠ ادبار ۲. نصیب، قسمت، سرنوشت ۳. برآینده، ≠ افولکننده، آفل، طلوعکننده، شارق
نتیجهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پاداش، عاقبت، عملکرد ۲. اولاد، فرزندزاده، فرزند، مولود، نواده، ولد ۳. بازدهاثر، برآیند، حاصل، ماحصل، محصول ۴. سرانجام، عاقبت، عقبه ۵. بهره، ثمره، سود، فایده،