برافراشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. به اهتزازدرآوردن، افراشتن، بالا بردن، بلند کردن ۲. برپا کردن، استوار کردن
بالا رفتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. افزایش یافتن، افزوده شدن ۲. ترقی کردن ۳. ساخته شدن، برافراشته شدن ۴. سر کشیدن، نوشیدن
مرتفعفرهنگ مترادف و متضاد۱. بلند، رفیع، شاهق، بلندپایه، منیف ۲. افراشته، برافراشته، کشیده ≠ پست، کوتاه ۳. کوه، کوهپایه ۴. رفعشده، برطرف، زایل