برابریفرهنگ مترادف و متضاد۱. تساوی، عدالت، مساوات، معادله، همتایی، همسانی، همسنگی، هموزنی ۲. تطابق، مطابقت ۳. تعادل ≠ نابرابری
برابرفرهنگ مترادف و متضاد۱. جلو، روبهرو، رویارو، مقابل، مواجه نزد، ۲. کفو، متساوی، مساوی، مستوی، همپایه، معادل، همارز، همتا، همسان، همسر، همسنگ، یکسان ۳. علیالسویه ۴. موافق ۵. طبق ≠ ناب
برابر شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. مواجهشدن، روبهرو شدن، رویارو شدن ۲. مساویشدن، یکسان شدن، مطابق شدن ۳. مطابقت کردن ۴. مساوی شدن، به تساوی دست یافتن، به تساوی رسیدن ۵. همتا شدن، همردیف شدن، ه
مقابله کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. روبهرو شدن، مواجهه کردن ۲. مبارزه کردن، جنگیدن ۳. برابری کردن، همتا بودن ۴. مقایسه کردن، تطبیق دادن ۵. جبران کردن، تلافی کردن
مطابقهفرهنگ مترادف و متضاد۱. مطابقت، مقابله، تطبیقدهی ۲. برابری، همانندی ۳. اتحاد، اتفاق ۴. متفق شدن، متحد شدن، اتفاق کردن ۵. برابر کردن
مقابلهفرهنگ مترادف و متضاد۱. تطبیق، سنجش، مقایسه ۲. رویارویی، صفآرایی، مواجهه ۳. ضدیت، مخالفت ۴. روبهرو شدن ۵. مواجههدادن ۶. مقایسه کردن، تطبیق دادن ۷. ایستادگی، پایداری ۸. تلافی، جبران