بدعاقبتفرهنگ مترادف و متضادبدانجام، بدسرانجام، بدبخت، بدفرجام، ناخوشعاقبت، نافرجام ≠ خوشفرجام، عاقبتبهخیر، خوشعاقبت، نیکفرجام
بدعملفرهنگ مترادف و متضادبدپیشه، بدفعال، بدفعل، بدکار، بدکردار، بدکنش، دغل، شریر، گناهکار، نامهسیاه ≠ درستکار