مودبفرهنگ مترادف و متضادآدابدان، باادب، بافرهنگ، خلیق، تربیتیافته، فرهیخته، مبادیآداب، آدابآموخته، متادب ≠ بیادب
تادبفرهنگ مترادف و متضاد۱. ادبآموزی، فرهنگآموزی، فرهنگپذیری، فرهیختگی ۲. ادب آموختن ۳. باادب شدن، فریفته شدن