مستمریفرهنگ مترادف و متضادجیره، حقوق، حقوق بازنشستگی، راتب، راتبه، رسم، شهریه، عطیه، ماهیانه، مشاهره، مقرری، مواجب، وظیفه
خانهنشینفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازنشسته، بازنشست، متقاعد ۲. زمینگیر ≠ سرپا، قبراق ۳. بیکار، بیکاره ۴. خلوتی، گوشهنشین، گوشهگیر، منزوی ۵. خانهبند