درستکارفرهنگ مترادف و متضادامانتدار، امین، ثقه، درست، درستکردار، صحیحالعمل، فریور، موتمن، مصیب، معتمد، نیکوکار ≠ دغل
امینفرهنگ مترادف و متضاداستوار، امانتدار، ثقه، درستکار، درست، درستکردار، صالح، موتمن، معتمد، معتمد، موثق
راستکارفرهنگ مترادف و متضاد۱. درستکار، صحیحالعمل ۲. امانتدار، امین ۳. باتقوا، متدین ۴. عادل ≠ نادرستکار