ادرارفرهنگ مترادف و متضاد۱. بول، پیشاب، جیش، شاش، گمیز، ۲. راتب، راتبه، شهریه، مستمری، مشاهره، مواجب، وظیفه
تکلیف کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. به گردنگذاشتن ۲. موظف ساختن، مجبور کردن، وادار کردن، مکلف ساختن ۳. اصرار کردن، تاکید کردن
تکیه کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اعتماد کردن، اطمینان کردن ۲. اتکا کردن، متکیشدن ۳. تکیه زدن ۴. اصرار ورزیدن، تاکید کردن
تاکیدفرهنگ مترادف و متضاد۱. ابرام، اصرار، اصرارورزی، پافشاری، پیله، سماجت ۲. تصریح، سفارش ۳. استوار کردن ۴. موکد ساختن ۵. محکمکاری، استوارسازی