آشوبفرهنگ مترادف و متضاداضطراب، اغتشاش، بلوا، بینظمی، تشویش، جنگ، دعوا، شر، شغب، شورش، شوروغوغا، غوغا، فتنه، فساد، مجادله، ناامنی، نزاع، هرج، هرجومرج، هلالوش، هیاهو ≠ آرامش
سقففرهنگ مترادف و متضاد۱. بام، اشکوب، پوشش، رویه، سمک ≠ کف ۲. رواق، طاق ۳. عرش ≠ فرش ۴. بالاترین حد، نقطه اوج
طبقهفرهنگ مترادف و متضاد۱. اشکوبه، اشکوب، خن ۲. رده، زمره، صف، کلاس، گونه ۳. رسته، سنخ، صنف، فرقه، گروه ۴. پوسته، چینه، قشر، لایه ۵. مرتبت، مرتبه، پایه، درجه ۶. دستگاه(موسیقی)