20 مدخل
برافروختگی، برافروختن، درخشیدن، زبانهکشیدن، شعلهوری، فروزش
۱. حرفهکار، شغل، کسب، مشغله ۲. سرگرمی، گرفتاری، مشغولیت
بیارزشی، بیقدری، پستی، پیشپاافتادگی
اشتعال، حریق، سوختن، شعلهورشدن
اشتعال، پرتوفشانی، تابیدن، تافتن، نورافشانی
اشتعال، سوختن ≠ اطفا
اشتعال، پرتو، نور
آتشگرفتن، اشتعال، سوختن، سوختن، سوزانیدن