متغیر شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. از کوره دررفتن، برآشفتن، خشمگین شدن، عصبانی شدن ≠ آرام شدن ۲. بیقرار گشتن ۳. دگرگون شدن
طاقت آوردنفرهنگ مترادف و متضادبرخود هموار کردن، تحمل کردن، یارستن، تاب آوردن، تحمل کردن، برتابیدن، برتافتن ≠ از کوره در رفتن، برنتافتن
برآشفتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ازکورهدررفتن، خشمگین شدن، ۲. خشم گرفتن، غضب کردن، تندی کردن ۳. متغیر شدن ۴. خشم، عصبانیت، تغیر، عصبیت