36 مدخل
سپاهی، سرباز، لشکری، نظامی
جند، جیش، خیل، سپاه، فوج، قشون، گند، لشکر، نظام
باج، باجگیری، رشوت، رشوه، رشوهخوری، رشوهستانی، رشوهگیری
بدخو، تندخو، عصبی ≠ ملایم
آتشناک، آتشی، آذرگون، آذرین، داغ، سوزان، مشتعل
ارتشی، جنگاور، خیلتاش، قشونی، لشکری، نظامی
ارتشی، سپاهی، سرباز، نظامی ≠ کشوری
ارتشی، سپاهی، سرباز، قشونی، لشکری
آتشین، آتشفام، آذرگون، آذرین، سرخ، سرخفام، قرمز، لالهگون
آتشی، آتشین، آذرین، سوزان