متعلق شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیوستن، وابسته شدن، متصل شدن ۲. مرتبطشدن، مربوط شدن ۳. منتسب شدن، انتسابیافتن ۴. آویخته شدن، آویزان شدن
آویختنفرهنگ مترادف و متضاد۱. آویزان کردن، تعلیق، معلق کردن ۲. دارزدن، مصلوب کردن ۳. چنگزدن، متشبثشدن، متوسلشدن ۴. جنگیدن ۵. حمایل کردن ≠ چسباندن، نصب کردن