اسیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازداشت، بندی، دربند، دستگیر، زندانی، محبوس ۲. برده، بنده ۳. پابند، مقید ۴. دستخوش ۵. گرفتار، مبتلا ≠ آزاد، رها
آسیبفرهنگ مترادف و متضاد۱. آفت، بلا ۲. آزار، خدشه، زخم، صدمه، ضرب، گزند، لطمه ۳. عیب، نقص ۴. خسارت، خسران، زیان، ضرر
آسیمهفرهنگ مترادف و متضاد۱. آسیون، پریشان، پریشانخاطر ۲. حیران، حیرتزده، ژولیده، شگفتزده ۳. شوریده، متحیر، مشوش، نابسامان، وحشتزده، هراسان
آسیمهسرفرهنگ مترادف و متضادآسیمهسار، آسیون، پریشان، حیران، دستپاچه، سرگردان، سرگشته، گیج، متحیر، متزلزل، مشوش، مضطرب، نوان
آشفتهخاطرفرهنگ مترادف و متضادآسیمهدل، آشفتهحال، پریش، پریشان، پریشانحال، پریشانخاطر، دلواپس، شوریدهخاطر، مضطرب ≠ آسودهخاطر، آسودهخاطری