25 مدخل
آکتور، بازیگر، ستاره، هنرپیشه، هنرمند
۱. مقاربت ۲. آرامیدن، آسودن، خفتن، غنودن
آسوده، خفته، غنوده
آرمیدن، آسودن، خفتن، خوابیدن
آرمیده، آسوده، خسبیده، خفته، خوابیده
آرتیست، بازیگر، ستاره، مقلد، هنرمند
آرتیست، بازیگر، ستاره، هنرپیشه، هنرور
آرامش، آرمیدن، آسایش، آسودن، تمدداعصاب، خوشی، راحت، فراغ، فراغت