24 مدخل
۱. رمه، گله ۲. خدام، خدمتگزاران، نوکران
خوردن، گساردن، نوشکردن، نوشیدن ≠ تناولکردن، خوردن
شربت، مشروب، نوشابه، نوشیدنی ≠ خوردنی
آشام، چکه، قطره، قلپ
آشامیدنی، جلاب، مشروب، معجون، نوشیدنی
احشام، رمه، غنم، فسیله
آشامیدن، گساردن، نوشیدن
آشامیدن، خوردن، درکشیدن، گساردن، نوش کردن