ناراحتفرهنگ مترادف و متضادآشفته، بدبخت، بدحال، دلگیر، دلواپس، مشوش، مشوش، مضطرب، مضطرب، ناآرام ≠ آرام، راحت
نادانفرهنگ مترادف و متضادابله، احمق، بیاطلاع، بیخرد، بیدانش، بیسواد، بیشعور، بیعقل، بیمعرفت، جاهل، دنگ، ساده، سفیه، عامی، غافل، غافل، کالیو، کانا، کمعقل، کمهوش، کودن، گاوریش، گول، ناشنا