6 مدخل
اعتراض، انتقاد، بازخواست، بهانهگیری، خردهگیری، عیبجویی، مواخذه
بهانهجو، بهانهگیر، خردهگیر، رخصهجو، عیبجو، معترض، منتقد، ناقد
انتقاد، بهانهگیری، عیبجویی، نقد
آریایی، عجم، فارسی ≠ انیران
۱. جیرهخوار، خودفروخته، مزدبگیر، مزدور ۲. اسیر، گرفتار