46 مدخل
۱. جلوه کردن، جلوهگر شدن ۲. ظاهر شدن، متجلی شدن
آشکار کردن، جلوهگری کردن، آشکار ساختن، عیان کردن، تجلی کردن، ظاهر شدن
بازدارنده، رادع، مانع، مزاحم
آشکار، روشن، منجلی، واضح، هویدا ≠ خفی
۱. بشکه ۲. حلب ۳. ظرف استوانهای چوبی