68 مدخل
زمستان، قشلاق کردن، زمستانرا بر گذار کردن
ترسناک
winteristly
زمستان
winterizes، اماده برای زمستان شدن
از دست دادن، پژمرده، مخرب، خراب کننده، افسرده
wandering
winterize، اماده برای زمستان شدن
winteranaceae