129 مدخل
واد، نمد، کهنه، لایی، تودهکاه، توده، کپه کردن، لایی گذاشتن، فشردن
سرزنده، در اب راه رفتن، بهاب زدن، بسختی رفتن
wadmolls
wadmel
وادنا
وادیس
wad