23 مدخل
حجاب، پوشاندن، حجاب زدن، مستوریا پنهان کردن
اتهام حجاب
حجاب
حتما
هوادار، بدرد خوردن، بکار خوردن
تیر انداز
veiled
covert, dubious, in , occult, veiled