349 مدخل
چیز، کار، شیء، جامه، متاع، اسباب، شیی ء، دارایی، لباس
چیزی در خود، شیء در نفس خود، حقیقت غایی
چیزی
چیزیوابوب
چیز مهمی
Newfoundland
thing
thingleet
thingamabob
sure thing