119 مدخل
ده ها
تنش، تشنج
تراکم، شدت، تشنج، قوه کشش، وخامت
تانسور
سردرد تنش
بلندترین، سفت، وخیم، سخت، کشیده، ناراحت، عصبی وهیجان زده
tensioner
tensile
tense
tenseness
tenseness, tension