67 مدخل
تام شده، سست مهار
تامین
بی تفاوتی
نوار، ضبط کردن، بانوار یا قیطان بستن، نوار زدن، با نوار بستن
رد شد
takedownable
Tamerlane
tame
tawed، تیله بازی کردن، زاغ زدن، دباغی کردن
tamely