331 مدخل
پیچ خوردن، رگ برگ شدگی، بدرد آوردن، رگ به رگ کردن یا شدن
اسپری ها
اسپری ها، رگ برگ شدگی، پیچ خوردن، بدرد آوردن، رگ به رگ کردن یا شدن
اسپری کردن
تنش، پیچ خوردن، بدرد آوردن، رگ به رگ کردن یا شدن
sprain
sprain, strain, twist
sparingly, thriftily
sprinters، قهرمان دو سرعت
sprinkle