197 مدخل
sorer، دردناک، مجروح، دشوار، مبرم، خشن
somersetian
باتشکر
به شدت، بشدت، بسختی، بسیار
سخت ترین، دردناک، مجروح، دشوار، مبرم، خشن
سوسک، معلق، پشتک، شیرجه، پشتک زدن، معلق زدن
somersetted
soger
somerseting
sorehead