9 مدخل
sogged
soggendalite
sagged، خم شدن، از وسط خم شدن، شکم دادن، اویزان شدن، صعیف شدن
shogged
لجن زده، تقلا کردن، پرتاب کردن، ضربت سخت زدن
مخلوط شده