11 مدخل
سرخ کردن
نخ ریسی
باریدن برف، برف باریدن، برف امدن
ماشین اره
چرت زدن، بدام انداختن، بغرنج کردن، گوریده شدن، با تله گرفتن
مارپیچ، مارپیچی بودن، خزیدن، دارای حرکت مارپیچی بودن، مارپیچ رفتن
snaringly
shawing