32 مدخل
shitting، ریدن
نشسته، نشست، جلسه، جا، صندلی، در حال جلوس، در حال چمباتمه زدن
انتقال، تغییر مکان دهی، بی ثبات، چموش، تغییرکننده
shiftingly
لعنتی
گاو نر نشسته
sitting target, sitting duck
sitting, stretch, time
spitting image