33 مدخل
تحریم شده، ضمانت اجرایی معین کردن
مجرم
متهمان
بدون هیچ زحمتی
تقدیمی
تحریم کننده
sanction
stanchioned، مهار یامحدودکردن، تیر دار کردن
allowance, consent, leave, OK, permission, permit, sanction, sufferance