47 مدخل
قربانی کردن
فداکاری
قربانی کردن پرواز
ترساندن، تیغ زدن، از رو شکافتن، نیش زدن، شدیدا انتقاد کردن
فداکارانه
فداکارانه، مستلزم فداکاری، وابسته به قربانی
sacrifice
sacrificial
scarify