113 مدخل
خط كش، خط کش، حکمران، فرمانروا، خط، رئیس، فرمانفرما، سر کرده، سایس
حاکمیت
حکمران
بی رحم، بی قاعده، بی بربست
رولدوم
سرخ مایل به قرمز
ruler
rule, ruler, straightedge
lord, ruler
arch _, governor, master, prince, ruler