18 مدخل
آشکار شد، شادی کردن، لذت بردن، عیاشی کردن
آشکارا
بازنده
شورش کرد، شوریدن، طغیان کردن، یاغی گری کردن، تمرد کردن، سرکشی کردن
نشان داد، لخت
غرق شدن، پیچ انداختن در، گره دار کردن
revealed religion
reveler, reveller
faith, religion, revealed religion
dissipated, dissolute, fast , profligate, reveler, reveller, riotous