55 مدخل
محدود کردن، منحصرکردن به
محدود کننده، محدود سازنده، داروی پیش گیر
محصور، منحصر، در مضیقه
قطعه محدودیت
محدودیت، تحدید، انحصار، تضییق، جلو گیری
محدود کننده
restrict
restrict, straiten
restrictive
restricted