38 مدخل
استانی، ایالتی، ایالت نشین، کوته فکر
استانی سازی
استانیگرایی
استانیگری، گویش یا لهجه محلی، عقاید وافکار محدود محلی
استان
استانی بودن
provincial
provincial, regional
provincial, regional, statewide